سپاس خداوندی راکه سخنوران ازستودن اوعاجزند.
وحسابگران ازشمارش نعمتهای اوناتوان.
وتلاشگران از ادای حق او درمانده اند.
خدایی که افکارژرف اندیش.ذات اورا درک نمی کنند.ودست غواصان دریای علوم به اونخواهدرسید.
پروردگاری که برای صفات اوحدومرزی وجودندارد.
وتعریف کاملی نمی توان یافت وبرای خداوقتی معین وسرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد.
مخلوقات راباقدرت خودآفریدوبارحمت خودبادهارابه حرکت درآوردوبه وسیله کوههااضطراب ولرزش زمین راتبدیل به آرامش کرد.
خطبه یک نهج البلاغه
علیست درهمه حالت کلیدباب نجات به باب فاطمه پیغمبرخداصلوات
| + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 | ساعت12:55 | توسط یوزارسیف |
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تونامه کی کنم باز
ای یادتومونس روانم جزنام تو نیست برزبانم
ای کارگشای هرچه هستند نام توکلیدهرچه بستند
ای هیچ خطی نگشته زاول بی حجت نام تومسجل
ای هست کن اساس هستی کوته زدرت دراز دستی
ای خطبه تو تبارک الله فیض توهمیشه بارک الله
ای هفت عروس نه عماری بردرگه توبه پرده داری
ای هست نه برطریق چونی دانای برونی ودرونی
ای هرچه رسیده وارمیده درکن فیکون توآفریده
ای توبه صفات خویش موصوف ای نهی تو منکر امرمعروف
ای مقصدهمت بلندان مقصوددل نیازمندان
ای سرمه کش بلندبینان دربا زکن درون نشینان
ای برورق تودرس ایام زآغازرسیده تابه انجام
صاحب تویی آن دگرغلامند سلطان تویی آن دگرکدامند
راه توبه نورلایزالی ازشرک وشریک هردوخالی
درصنع تو کامدازعدد بیش عاجزشده عقل علت اندیش
ترتیب جهان چنانکه بایست کردی به مثابتی که شایست
| + نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388 | ساعت19:53 | توسط یوزارسیف |
محمدرضا آقاسي، 24 فروردين ماه سال 1338 در تهران در خانوادهاي مذهبي و شاعر متولد شد. وي به علت اختلاف نظر با مسئولين هنرستان تجسمي ادامه تحصيل نداد و به مدرك سيكل اكتفا كرد. آقاسي قبل از انقلاب، در سالهاي 55 و 56 به عضويت انجمنهاي ادبي آن زمان درآمد و بعد از انقلاب نيز از محضر اساتيدي چون مهرداد اوستا و يوسف ميرشكاك استفاده نمود.
وي از سال 51 شروع به سرودن شعر نمود اما عمده اشعار وي متعلق به سالهاي 68 به بعد است.
آقاسي مدتي نيز در جبهههاي جنگ در مناطق شوش دانيال و جزيره مجنون و سه راه جفير و شلمچه بود.
از وي كه با مثنوي بلند شيعه در جامعه شناخته شد، اشعار زيادي در خصوص جبهه و اهل بيت بر جاي مانده است.
محمدرضا آقاسي،شاعر و مثنويسراي اهل بيت عصمتوطهارت،در سن٤٦ سالگي،بامداد سه شنبه سوم خرداد ماه ٨٤ به علت عارضه قلبي در مركز تخصصي قلب تهران دار فاني را وداع گفت.پيكر وي 5 خردادماه از مقابل معراج الشهداي تهران تشييع و در قطعه ۲۵ شهيدان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.
روحش شاد
| + نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 | ساعت19:31 | توسط یوزارسیف |
توازفردا چه میپرسی تو امروزش هنوزموندم
همون دیروزشم حتی نه من خورشیدوخوابوندم
چه امروزی چه فردایی چه فرقی داره تنهایی
بداددل برس ای یار اگه دلواپس مایی
به این روزا بگوقهرم باهاشون نمی تونم بیفتم پابه پاشون
توکه نیستی خریدارنگاشون چه قدر دیر میگذره اون لحضه هاشون
توکه رفتی ورق برگشت توکه بودی چه خوب میگذشت
حالا ازمال این دنیا نهی داریم گروی هشت
توکه بودی دلم خوش بود اگه غمناک وناخوش بود
توکه بودی منم بودم حالا نیستی که نابودم
اگه زودتربرسونی خودت رو
ببینه چشم من رنگ رخت رو
به اشتیاق موندن راه می افتم
محال باتو من از پا بیفتم
| + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 | ساعت15:36 | توسط یوزارسیف |
اربعیـــن آمد و اشكــم ز بصر می آید
گوییـــا زینب محــزون ز سفر می آید
باز در كرب و بلا شیون و شینی برپاست
كز اسیـــــران ره شـــــام خبر می آید
باز عاشوراییان پیدا شدند
باز هم سوداییان شیدا شدند
وقت آن شد عشق خونینتر شود
لاله های غصه رنگینتر شود
بلبل اینجا ناله ها سر میکند
لاله اینجا چشمهاتر میکند
اربعین غصه های گل کجاست
اربعین ناله بلبل کجاست
اربعین عشق، عباست چه شد
اربعین، فریاد احساست چه شد
اربعین از نینوای خون بگو
اربعین از اعتلای خون بگو
هان بگو از عشق، از معنای دین
وصف عباس آن مراد مومنین
ما فدای عشق بیآلایشات
ما به قربان تمام خواهشت
تو مراد عشق بی پایان شدی
قبله گاه و معبد پاکان شدی
اربعین، فریاد احساست چه شد
اربعین از نینوای خون بگو
اربعین از اعتلای خون بگو
هان بگو از عشق، از معنای دین
وصف عباس آن مراد مومنین
ما فدای عشق بیآلایشات
ما به قربان تمام خواهشت
تو مراد عشق بی پایان شدی
قبله گاه و معبد پاکان شدی
| + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 | ساعت15:35 | توسط یوزارسیف |
جح اکبر
نام حسین زینت مهراب ومنبراست ازهرچه بگذریم سخن دوست خوشتراست
نام حسین وکرببلاهردو د ل رباست نام علی اکبراو دل رباتراست
نازم زیارتی که پیامبربرعایشه فرمودیک طواف نودحج اکبراست
سلام دوستان
اربعین سالار شهیدان سبط نبی ابن علی جگربند دخت رسول مدنی آقاابی عبدالله الحسین را به شما شیعیا نمخلص وب نویس تسلیت عرض میکنم
امیداست تک تک شمااز عنایات ایشان واین روز عزیز که تعلق به ایشان دارد بهرمند باشید
ما را نیز از دعای خیرتان بهرمند نمایید
| + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 | ساعت21:18 | توسط یوزارسیف |
> عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت
فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
>
> 1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
>
> 2.با معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
>
> 3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
>
> 4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من آیتم های دیگری به او
> دادم.
>
> 5.سایر موارد 40 بوس.
>
> نگران من نباش…هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا آخر این
> ماه با اون سر کنم!
| + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 | ساعت15:3 | توسط یوزارسیف |
سهم من ازتوچیست؟؟؟
شاید آینه ای باشدتادرخلوت تنهاییم دونفرباشیم
بهاردلکش رسیدودلبجانباشد ازآنکه دلبردمی بفکرمانباشد
دراین بهارای صنم بیاوآشتی کن که ظلم وکین بر من غمین روانباشد
صبح دم بلبل
بردرخت گل
به خنده میگفت
مه جبینان
نازنینان را وفا نباشد
اگرکه با این دل غمین توعهدبستی عزیزمن بارقیب من چرا نشستی
چرادلم راعزیزمن ازکینه خستی؟
بیادربرم از وفایک شب
ای مه تابان
تازه کن عهدی که بر شکستی
| + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 | ساعت19:56 | توسط یوزارسیف |
....اومی آید
چه شودبه چهره زردمن نظری زبرای خداکنی
که اگرکنی همه دردمن به یکی اشاره دواکنی
توشهی وکشورجان تورا تومهی وجان جهان تورا
زره وفاچه زیان تورا که نظربه حال گداکنی
توکمان کشیده ودرکمین که زنی بتیرم ومن غمین
همه غمم بودازهمین که خدانکرده خطا کنی
| + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 | ساعت14:24 | توسط یوزارسیف |
سلام دوستان
آری.
زندگی چنین است.
گاهی ابرخزان برآن سایه مرگ میافکند وبهترین دوستان را از انسان جدامیکند.در این هنگام غم وفادارترین یارانسان است
ای کاش رفیقان هم مانند غم باوفابودند
| + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 | ساعت20:23 | توسط یوزارسیف |
.jpg)

